غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
130
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
قوهء نظري را حاصل كنند ، بلكه در جهت اصلاح اخلاق وكسب أوصاف برتر ، بدون آمادگى طبيعي براي آن ، خود را به زحمت مىافكنند . به نظر مىرسد اسم « ابرار » به نحو اطلاق مرتبهء سعداء ومرتبهء نخست ، أصحاب يمين را دربرگيرد . دو مرتبهء أخير نيز ديگر انسانهاى هوشمندند . مقربين كه به ملكات شريف دستيازيدهاند ، از لذائذى فراوان بهرهمند شوند وبه نعمتهاى جاويد وشادمانى هميشگى در پيشگاه پرجلال خداوند جهانيان ، نائل شوند . فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ، در جايگاه راستى ، نزد پادشاهى نيرومند . آنى از لذّتشان منفك نشوند ودر آنجا هرآنچه مطلوب دلهاست ومايهء مسرت ديدهها ، برايشان مهيّاست ، عارى از پيامدهاى جسماني ودور از مزاحمت قوا . ديدههايى كه أنوار درخشان ( الهى ) را سرمهء چشم كردهاند وبه تماشاى چهرههاى روحانىشان نشستهاند . أصحاب يمين نيز از لذت بهرهمنداند ، گرچه نه به ميزان مرتبهء پيشين . لذّات ايشان تنها اندكى از لذائذ مقربين را شامل است ، همچنان كه در شراب « ابرار » بدان اشاره شد كه آن « شرابى است خالص كه بر سر آن مهرى از مشك ( وعنبر ) نهادهاند . وپيشدستىكنندگان در آن بر يكديگر پيشدستى مىكنند . آميزهء آن تسنيم است ، چشمهاى كه مقرّبان خدا از آن مىنوشند . » واينان را عروجى است به مشاهدهء آن حق يكتا ، غرقه در درياى بىكران شهود . و « ابرار » در زمرهء ايشانند . وآنها راست وعدهء حق ، كه فرمود : نيكان از جامى بياشامند كه آميزهء آن ( عطر ) كافور است . در زبان عربى ، به « جام شراب » وهم خود « شراب » ، « كأس » گويند . به نظر مىرسد كه در اين آية مراد « علم » است . به اين معنى كه نفوس برترى كه « ابرار » نام گرفتهاند ، آنگاه گيرندهء فيض از جانب أعلى هستند كه آمادگى افاضهء كمالى را يابند كه بدان قابليت تام يافتهاند . واين كمال عبارت از آن است كه تصوّر خداوند متعال ، در حد توان أو در أو تجسم يابد . چرا كه شناخت حقيقي خداوند بر غير أو ممكن نيست . اگر علم به « كأس » يعنى شراب تشبيه شد ، تنها ازآنروست كه هر دو مستى وخمارى در پى دارند . گرچه خمارى ولذّت حاصل از اين دو شراب متفاوت است . لذا بىترديد صاحبان اينگونه تعقلات ، به حقيقت ، خمار از شراب مقربين ومست از شراب ناب عليّين ، غرقه در درياى اسرار طور سينين وسرگشته در وادى مقدسيناند . « ندا